حفره

خرید بک لینک

ما و سنگ ها کاره ایی نبودیم . حتی تمامی ماشین آلات . و خودِ کوه حتی . او که از ابتدای ورودمان سکوت اختیار کرده بود . نعره های مهیب هر روزه ؟ . زیر سر آتشبارها بود . معدن به خودیِ خود حرفی با ما نداشت . ما هر کداممان از پشت کوهی غریبه به دامانش سرازیر شده بودیم . چهره هایمان کوبیسمی از ناامیدی، گمان و هوس . که آن ها را هم به شکل ناشیانه ایی در پس ماسک مخفی میکردیم . ما و سنگ ها ، خائنانی سرخورده بودیم . اولی فطرت نادیده گرفته اش را در انتهای حفره های دریل زنده به کوه می کرد . و دومی ، سنگ ها را می گویم . هویت هایی گسسته و مغضوب . با هر ضربه ی چکش تخریب بیشتر و بیشتر یادزدوده ؛ تسلیم سرنوشت صد تکه شان می شدند . ما کاره ایی نبودیم . این نفرین دوزخ دره بود که در هیبت غباری بی انتها ، جویندگان آهن را به کام خمودگی و خاموشی فرو می برد .

نصف النهار گمشده...

ما را در سایت نصف النهار گمشده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:12

صفحه بندی