خرید بک لینک

درباره سایت

نصف النهار گمشده

امکانات وب

جنایت میناب به ما ثابت کرد میشه بعد از حدود پنج ماه ، بازم تکه تکه های بچه ها رو تشیع کرد و یه عده هیچ واکنشی نداشته باشن . ثابت کرد قرمصاقی و توجیه کردن ته نداره . من همیشه با خودم میگفتم چطور ممکنه در آخرالزمان جوی خون راه بیفته ؟ چطوری و با چه معیاری میشه اکثریت رو گناهکار دونست ؟ منتهی الان درکش برام راحت تره . ما هممون گناهکاریم . هممون.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 2:48

پاشدم یه مهر برداشتم خودمو توی صف جا کردم. یه پیرمرده سمت چپ نشسته بود . یکم بعد ازمون خواسته شد جلوتر بیایم . توی همین فعل و انفعال پیرمرد مهر منو برداشته بود برا مهر دوم اش! هیچی دیگه مام چیزی نگفتیم رفتیم یه مهر دیگه آوردیم . تکبیر رو که دادن یه پیرمرد دیگه چست و چابک اومد مهر سابق منو برداشت از اون پایین یه نگا به پیرمرد اول کرد ، یه لایک نشون داد و رفت! از پره های دماغ پیرمرد کناری صدای دم و بازدم قوی میومد که نماز آغاز شد.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 2:48

برخی از حقوق متنهای نوشتهشده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظند.
قالب این وبلاگ نیز توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:58

برخی از حقوق متنهای نوشتهشده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظند.
قالب این وبلاگ نیز توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:58

در امتداد نور بود که پرنده بال گشود . در امتداد خطی از رستگاری ، کشیده بر حجم جوشان ظلمت . انسان بر شیار زمین خیره نجوا کرد : ممکن نیست . زمین به سرفه چشم بر هم نهاد. باد ، همچنان که بر تلی از غبار می پیچید گفت محال است . صخره رخ در سایه فرو کشید و گفت باورش سخت است . افق ، و تنها افق بود که با لبخندی عمیق به بیکران نگریست و گفت : اما پرنده دیگر بال گشوده است.


* دلا مگر ز کدامین پیاله ...؟

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:58

برخی از حقوق متنهای نوشتهشده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظند.
قالب این وبلاگ نیز توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 15:31

برخی از حقوق متنهای نوشتهشده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظند.
قالب این وبلاگ نیز توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 15:31

...او گفت:– آینه ها … دیگر تمام شد…باز لحظهای تردید کرد و سپس از جا بلند شد. یک قدم دیگر برداشت، ولی من نمیتوانستم تکان بخورم.به جز یک برق زردرنگ که نزدیک قوزک پایش درخشید، اتفاقی نیافتاد. او لحظهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 15:31

من بی تو

تموم شده بودم

تو سرمو بریدی

حروم شده بودم

این آخریا همون شده بودم

که تو خواستی

جوون شده بودم!


معین زِد!

خنده هاتو دیده ام

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:12

... رنج پیمای مرزهای بی وطنی

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:12

ما و سنگ ها کاره ایی نبودیم . حتی تمامی ماشین آلات . و خودِ کوه حتی . او که از ابتدای ورودمان سکوت اختیار کرده بود . نعره های مهیب هر روزه ؟ . زیر سر آتشبارها بود . معدن به خودیِ خود حرفی با ما نداشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:12

کاپتان همیشه پیپ اش را در انتهای عرشه روشن می کند . که مبادا گیج گردیِ باد شمال بوی توتون پیترسون را به کابین ملوانان بکشد . بوی ساحلی را که خانه می نامیدیم . و بعد تداعی زنجیره وار کوچه های باریک و دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:12

... و گفت : برخیزکه چون حدیثِ خدای آمدهمه در باقی شد... تذکرة الاولياء - ذکر جنید بغدادی/عطار کنار آتشی خرد نشسته بود ، و کهنه گلیمی بر خویش پیچانده . در من نگریست ؛ و مردم نگاه اش سردرگم بوران . گفت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 5:50

هیچوقت درباره ماجرا صحبت نکن . بگذار همچون خاری توی گلوت بمونه . آب دهان ات رو با خون ناشی از جراحت فرو ببر.اما از ماجرا چیزی بازگو نکن . چون با حرف زدن هیچ چیز قرار نیست تغییر کنه . چه رسد به اینکه بخواد به سمت مثبتی تغییر جهت بده!

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 5:50

حقیقتا از حماقت هایی که تا این سن مرتکب شدم خسته م. فکر میکنم کم کم وقت ارتکاب به حماقت های جدیده.

برچسب: نویسنده: هلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 7:53

صفحه بندی